أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
206
آثار الباقيه ( فارسى )
و پس از آن ملقب شد بناصر الدين و الدوله محمود پسر سبكتين سيف الدوله ابو الفوارس بكتوزون حاجب سنان الدوله ابو القاسم محمد بن ابراهيم نصير الدوله ابو منصور الب ارسلان البالوى معين الدوله همچنين وزراء خلافت باذواء ناميده شدند مانند ذى اليمينين و ذى الرياستين و ذى الكفايتين و ذى السيفين و ذى القلمين و پس از آنكه سلطنت به آل بويه منتقل شد بخلفاء تشبه جستند و در نامگذارى مبالغه كردند و سراپا در دروغ غرق شدند و وزراى خود را بكافى الكفات و كافى اوحد و اوحد الكفات ناميدند . ولى سامانيان كه ولات خراسان بودند در اين القاب رغبت نكردند و تنها بكنيه اكتفا كردند و در زمان سلطنت خود به اين قبيل نامها خوانده مىشدند : ملك مؤيد ، موفق ، منصور ، معظم ، منتصر و پس از مرگ اينطور ناميده شدند : حميد ، شهيد ، سديد ، رضى و مانندهء اين نامها . و ليكن سامانيان سپاهيان خود را از راه اقتداى به كارهاى خلفا بناصر الدوله و عماد الدوله و حسام الدوله و عميد الدوله و سيف الدوله و سنان الدوله و معين الدوله و نصير الدوله ملقب ساختند . بغراخان هم كه در سيصد و هشتاد و دو خروج كرد خود را شهاب الدوله نام گذاشت ولى برخى از سامانيان از اين حد تجاوز كردند و خود را بامير العالم و سيد الامرا ، خواندند و خداوند ذلت دنيوى را بايشان چشانيد و ناتوانى ايشان را بجهانيان ارائه داد . اما امير سيد اجل ، ادام اللّه سلطانه ، از حضرت خلافت مكاتبه شد و از القاب منسوب بدولت مانند نامهاى پيش بر او عرضه گشت ولى براى اينكه تشبه باشخاصى كه لقبهاى مجازى يافتهاند پيدا نكند اين القاب را نپذيرفت و براى خود لقبى انتخاب كرد كه از حق و حقيقت تجاوز ننمود و خداوند توانايى او را ادامه دهد و